خرمگس

همه آن چیزهایی که دوست داشتید در باره عمو پورنگ بدانید و نمی دانستید

مرگ برادر عمو پورنگ و سریالهای ماه مبارک تلویزیون

سلام  چند وقتیه با خودم  دارم فکر می کنم که تا کی می تونیم چشامون رو  رو واقعیتها ببندیم ؟ گیرم حالا یکی  مثل همین  عمو پورنگ که همه چیز باورش شده   باورش شده که  خیلی ها دوستش دارن   اشکالی نداره  بذار  بیچاره  باورش بشه  ولی اون خودش از همه فراریه  چرا ؟ چون خودش می دونه که این خصلت آنته  خصلت تلویزیونه  سه ماه چهار ماه  کافیه نباشه  حالا نگاه نکنید یه سایت واسه کاسبی خودش هم که شده  واسش وبلاگ و سایت راه اندازی کرده    و یا  10  15  تا  دختر بچه  که  تازه تو ادبیات شون  با کلمه عشق آشنا شدن و  این  بنده خدا رو  به غلط  عشق  خودشون می دونن  تلویزیون همینه  تو سریال  بزنگاه   وقتی  علنا عشق بچه گانه فرزانه و کامران  رو با به به و چه چه به تصویر می کشند  در واقع  تایید همین عشق و عاشقی های عمو پورنگ و طرفداران  14  15  ساله اش  است  حرف از  کودک  می زنند و  تو سایت های کاسبی  پرشین بلاگ  دخترای  15  16  ساله  رو به عنوان برنده اعلام می کنند    اومده بودم بگم که  آیا کسبی می دونه چرا بلاخره  وبلاگ  نوستالژی تعطیل  شد؟   البته  چون  آدرسش  هنوز  هست   کمی به موضوع شک کردم  البته من  منتظرم  دوباره باز  بشه   راستی  امروز  سالگرد داداش  عمو پورنگه  بیایید  دعا کنیم  روح  داداشش  از این  کارای  برادرش تو اون دنیا عذاب  نکشه  مثل این   حاج  رضای  سریال  روز  حسرت


این نوشته را هم از آرشیو وبلاگ نوستالژی  اینجا  براتون می گذارم ..

مسجد روح الله

دو كوچه پايينتر از منزل برادرم و درست وسط كوچه مسجد روح الله قرار داشت از ابتدا تا انتهاي كوچه كيپ تا كيپ ماشين پارك كرده بود و به زحمت مي شد كه ماشيني از ابتدا تا انتهاي كوچه تردد نمايد كساني كه تازه مي آمدند مجبور بودند ماشينهايشان را تا سه چهار كوچه بالاتر و يا پايينتر پارك كنند درب بزرگ ورودي مسجد پس از يك كريدور چند متري به شبستان مسجد منتهي مي شد كفش كني در همان كريدور بود بعضي ها كفش هايشان را داخل كيسه پلاستيكي مي گذاشتند و با خود به داخل ميبردند و بضي هم كه زودتر آمده بودند به كفشداري تحويل داده بودند چند تا پسر بچه به اتفاق برادرزاده هايم مشغول مرتب كردن ساير كفشهاي باقيمانده بودند
صداي قاري قرآن از بلندگوي مسجد و بيرون آن شنيده مي شد من به اتفاق او و پدرم و برادرانم كنار درب ورودي مسجد ايستاده بوديم همان جايي كه عرف است خانواده متوفي به ايستد از جايي كه ايستاده بودم راحت ميشد داخل كوچه را ديد ماشين ها يكي يكي و بدون وقفه مي آمدند و درست روبروي درب ورودي مسجد مي ايستادند و پس از پياده شدن سرنشينان دنده عقب بر مي گشتند تك و توك در دست كساني كه پياده مي شدند دسته گلي با روبان مشكي بود مردها اكثرا لباس تيره پوشيده بودند و زن ها اگر چادري نبودند مانتوي تيره بر تن و روسري مشكي بر سر داشتند از همان لحظه پياده شدن سر نشينان مي توانستم به فهمم كه از طرف چه كساني آمده اند و آيا از دوستان من هستند يا دوستان برادرم

چشمانم با مردمي كه از جلويم عبور مي كردند حركت مي كرد و گاهي هم سرم را براي قبول كردن تسليت كساني كه از دور با ايما و اشاره مثلا به من تسليت مي گفتند بالا و پايين مي كردم به ياد شب قبل از فوت برادرم افتادم درست سر همين كوچه داخل ماشين او نشسته بوديم آن موقع اصلا متوجه مسجد داخل كوچه نشده بودم نمي خواستم با او به اينجا بيايم ولي او به اصرار من توجهي نكرد و گفت : خودم مي رسانمت از او خواستم چند تا كوچه پايين تر از منزل برادرم بايستد تا با هم كمي حرف بزنيم تماشاي برادرم با آن وضعيت برايم عذاب آور شده بود پزشكان قطع اميد كرده بودند و ما هم فقط به اميد معجزه بوديم چند نفر از دوستان برادرم به او پيشنهاد داده بودند كه اگر شراب قرمز هفت ساله بخورد فرجي در بيماري اش حاصل مي شود ولي برادرم مي گفت پس نمازم چه مي شود ؟ ماشين سر كوچه كه ايستاد نور تير چراغ برق بالاي سر ماشين داخل ماشين را به دو قسمت تاريك و روشن تقسيم كرده بود خيلي خوشحال بودم كه در نيمه تاريك قرار گرفته ام دلم پر بود و بيماري برادرم را بهانه كردم و تا خواستم حرفي بزنم بغضم تركيد و از همه چيز به او گفتم از حرفها و كنايه هاي مادرم و خواهرانم تا نيش ها و متلك هاي ممد آقا و كنايه هاي حسين داماد بزرگ مان همه را به او گفتم در حالي كه سعي مي كردم اشكهايم را پاك كنم ادامه دادم خوب چكار كنم ؟ و بعد با تاكيد گفتم تو رو دوست دارم و نمي خواهم تو را از دست بدهم و مي ديدم كه او همچنان به من زل زده است و سكوت اختيار كرده است نگاهش تمامي نداشت و همين طور سكوت بامعنايش تقريبا داد زدم : د … لامصب يه چيزي بگو چرا زل زدي به من و او همان طور كه به من نگاه مي كرد و بدون اينكه پلك بزند گفت : البته لامذهب درست تر است جناب آقاي شبكه يك

در فرصت مناسب تا قاري قرآن سكوت مي كرد ناگهان صداي صلوات مردم بالا مي گرفت و بلافاصله عده اي مسجد را ترك مي كردند و تمام سعي شان هم اين بود كه به صورت دسته دسته و رديفي از جلوي خانواده ما عبور كنند و به ما تسليت بگويند بعضي از آنها هم بيش از اندازه خودشان را به زحمت مي انداختند تا ضمن نزديكي به من موفق به روبوسي با من شوند

انشالله غم آخرتون باشه ..
از صميم قلب بهتون تسليت ميگيم …
خدا پشت و پناه خانواده اش باشه
ما رو هم در غمتون شريك بدانيد ..
مي دونم داغ برادر سخته
خدا بهتون صبر و تحمل بده

خوب راست مي گفتند داغ برادر سخت است ولي براي من آن لحظه سخت تر يادآوري لحظه اي بود كه براي پا در مياني بين من و او كه سال گذشته با هم قهر بوديم از خدابيامرز برادرم كمك خواستم تا قبل از او تمام اعضاي خانواده ام را واسطه كرده بودم ولي هيچ افاقه اي نكرده بود به عنوان آخرين تير در تركش از خدابيامرز كمك خواستم ولي برادرم گفت : مگر موقع دوست شدن با او مرا واسطه كرده بودي كه اكنون از من انتظار داري به حرفت عمل كنم ؟؟
نگاهم به پاترول افتاد كه تازه جلوي مسجد ايستاده بود چند نفر سعي داشتند دسته گل بسيار بزرگي را كه در عقب ماشين بود را با وسواس زياد به داخل مسجد بياورند آن طرف ماشين هم چند خانم مانتويي ايستاده بودند عزيز را ديدم كه در حال راهنمايي آنها به طرف قسمت زنانه مسجد بود برادرم عزيز خيلي چست و چابك بود و هر كاري را كه به محول مي كردند به سرعت انجام مي داد از دور با تكان دادن دستش چيزي را به من فهماند سقلمه اي به او كه در كنارم ايستاده بود زدم و نگاهش كردم و گفتم الان ميام
همه آنها كه تازه رسيده بودند از همكارانم در شبكه بودند سرتا پا مشكي پوشيده بودند و من همچنان با چشمان اشك آلود به حرفهاي تسلي بخش آنها گوش مي دادم و بعد كه متوجه شدم خانم لاله نيز در سوگ پدرش است بغضم دگر بار تركيد مسلم در حالي كه سعي مي كرد مرا آرام كند دوباره مرا به جاي اولم برگرداند و خودش هم همان جا كنارم ايستاد يكي از فاميل گفت : داريوش جان اين كنار در وايستادن مخصوص فاميل متوفي است به دوستانت بگو برن تو مسجد بنشينن در حالي كه او را نشان مي دادم و طوري كه برادرانم و پدرم هم مي شنيدند گفتم اگر منظورتون اونه بايد بگم ايشون كم از فاميل هم نيست و بعد در كمال تعجب دیدم برادرم كاظم درگوشي با مسلم حرف مي زند و با دست او را به داخل مسجد هدايت مي كند

داخل مسجد مملو از جمعيت بود با صلوات عده اي مي رفتند و در همان حال عده ديگري وارد شبستان مي شدند صورتم از حس افتاده بود در جمعي كه جلوي در ورودي ايستاده بوديم من تنها كسي بودم كه مدام مردم او را مي بوسيدند با خودم فكر مي كردم اگر من برادر خدا بيامرز نبودم آيا باز اين جمعيت مي آمد ؟ آيا اين همه دسته گل هاي رنگارنگ با روبان مشكي به داخل مسجد سرازير مي شد ؟؟ و بعد به ياد مرگ افتادم از خودم مي ترسيدم از مرگ از عدم و از نيستي لحظه اي كافي بود تا با شيطان خلوت كنم آنهم در مسجد و در يادبود برادر مرحومم آري من قبلا از مرگ مي ترسيدم آن روز در بهشت زهرا كه در حال تدفين پيكر برادرم بوديم قطعه 206 هنوز 20 درصدش هم پر نشده بود ولي اكنون تمام قطعه 206 پر كه شده است بماند همه قبور سنگ دلخواه خود را يافته اند و گل كاري و درخت كاري قطعه 206 نمي گذارد تو بفهمي تا دو سال پيش اينجا خالي از ميت بوده است

كسي مرا به سوي خود كشيد اين احساسي بود كه به من دست داد به خود كه آمدم كاظم را ديدم كاظم تنها داماد خدابيامرز بود : داريوش قسمت زنانه كارت دارن و بعد خيلي سريع رفت نگاهي به او كردم احساس مي كردم كه او هم خسته شده است از ابتداي مراسم تاكنون همپاي ما و در كنار ما ايستاده بود قدش از همه ما يك سر و گردن بلندتر بود نگاهي به او كردم و بي آنكه حرفي بزنم فقط سرم را تكان دادم يعني اينكه تنهايت مي گذارم و او همان طور كه سعي مي كرد ديسپلين خاص خودش را در كت و شلوار سورمه اي اش حفظ كند با تاني و بي آنكه دهانش باز شود و يا اينكه سرش را تكان دهد پلك هايش را آرام بست و باز كرد يعني اينكه اشکالی ندارد
در قسمت زنانه من تنها مردي بودم كه همه زنان آنجا دورش را گرفته بودند هستي پرستو و خانم لاله هم بودند آن طرف تر ليلا برادرزاده ام محكم و استوار با چشماني مرطوب ايستاده بود چند نفر ديگر هم از خانم هاي همكار و همسايه هم بودند براي يك لحظه فكر كردم كه با مادر گل مراد همكار سابقم نيز حرف زدم در راه بازگشت به قسمت مردانه چند تا پسر بچه هم مدام به دنبال من مي دويند كنار مسجد شخصي جلويم را گرفت و از من تقاضاي كمك كرد سعي كردم خودم را كنترل كنم كه عزيز برادرم به كمكم آمد
مسجد براي چندمين بار پر و خالي شده بود هيت امناي مسجد تعجب كرده بودند از كثرت دسته گلها و همين طور تعدد جمعيت ..آخر مجلس هم نوبت حاج آقا شد كه از مرگ و زندگي اخروي صحبت كرد از پاداش الهي گفت و تاكيد كرد : به اندازه ذره اي خوبي و ذره اي بدي نسبت به هر كس در آخرت به سزا و جزايش خواهد رسيد

تا کنون 23 نظر داده شده »

  عارفه wrote @

سلام
ببین بهت پیشنهاد میکنم بند و بساطت رو جمع کنی و بری یه جای دیگه. حرفات اصلا خریدار نداره.
همیشه 2گروه از آدما وبلاگهاشون پرطرفداره. یه گروه آدمهای محبوب. یه گروه آدم های بی ارزش و خوار. فکر کنم تو از دومین دسته ای. وبلاگهای آدمهای خوار همیشه به خاطر این پرطرفداره چون همه میان و بهش میخندن. به حماقتش…
تو حرفهای کاملا بی منطق میزنی و این مطمئننا هیچ کس رو راضی نمیکنه.
من درباره تو و نوستالژی و … یه سری دیگه از همین دور و بریهات به خیلی چیزها رسیدم. پس یه کاری نکن آبروت رو ببرم. خیلی مواظب باش…

سلام عارفه خانم یادم میاد که با تو یکی اینجا چند بار حرف زدم و کاملا با احترام چون تو وبلاگت خونده بودم که با عمو قبلا صحبت کرده بودی و حتی حامل پیامی برای تالار مای پردیس قبلی بودی اتفاقا خیلی هم از منطق شما خوشم می اومد و میاد
اینکه گفتی
..من در باره تو و نوستالژی و ….یه سری دیگه از همین دور و بریهات به خیلی چیزها رسیدم. پس یه کاری نکن آبروت رو ببرم. خیلی مواظب باش….. باید بگم منم در باره شما خیلی چیزا رو می دونم حتی اون جریان خنده دار ملاقات تو رو با صاحاب مغازه سایت کاسبی عمو خوندم و کلی قاه قاه خندیدم همه چیز رو به هم ربطش داده بودید و …واقعا خنده دار بود
می تونستم بیام و جوابت رو بدم ولی تو خودت خوب می دونی مسیر رو به رشدی داری این وبلاگ هست وبلاگ تو هم هست و عمو پورنگ و الباقی هم انشالله که هستند نگران نباش روزی با به یک واقعیت تازه تر خواهی رسید که در آن هیچ کس منفعتی ندارند نه مثل الان که صاحاب مغازه پرشین بلاگ دلش به دکونی که باز کرده واسه عمو خوشه ..حتی دلش به این هم خوشه که تو رو هم فریب بده و بیایی تو پرشین بلاگ وبلاگت رو ادامه بدی اون به همین هم دلش خوشه .. یه مدت دوست داشتن عمو پورنگ و وبلاگ بازی تو بلاگفا واسه عمو وقتت رو پر کرده بود حالا هم که صاحاب مغازه پرشین بلاگ با چارتا حرف نامربوط و بچه خرکن از تو داره سو استفاده می کنه و داره از عارفه مثلا یک وبلاگ نویس اصلاح طلب برای مغازه اش میسازه وگرنه آیا نمی تونست عارفه تو بلاگفا بمونه ؟ و همه اینارو همونجا ادامه بده ؟ اصلا چرا تو که خبرنگاری این ماجرا رو دنبال نمی کنی ؟ بیا و همه دانسته هایت رو هم داشته باش و هر وقت دوست داشتی تو وبلاگت بنویس منم اون پستت رو عینا همین میذارم که خواننده بیشتری نسبت به وبلاگت داره تا همه بفهمند که اینجا واسه کیه ..بنده خدا داری اشتباه میری و من خیالم راحته که با تحلیل و برداشت های تو بر اساس حرفهای دیگران اشتباه می کنی چرا نمیایی با خود عمو پورنگ یه مصاحبه داشته باشی ؟ و بعد همه اونا رو بدون کم و کاست اینجا بذاری ؟ حتی می تونم آدرس برادرزاده های عمو رو بدم هم سن و سال خودت هم توش هست یکیش با من همکلاسه دوست داری عمو پورنگ رو از دید اون بشناسی ؟ دوست داری به معلوماتت اضافه بشه ؟ چرا تو می خواهی مثل بقیه با چسب و سریشم هم که شده این وبلاگ رو به اینجا و اونجا بچسبونی ؟؟ چرا خود عموپورنگ دنبالش نیست ؟ اگر تو دوست داشتی من حاضرم با تو و عمو پورنگ یه میزگرد سه نفره داشته باشم محلش هم تو دانشکده ما باشه که عموپورنگ طرفدارای منطقی تری هم نسبت به تو داره .. عارفه خانم تو تو یه خانواده خاص به دنیا اومدی تو یه مدرسه خاص درس خوندی تو یه وبلاگ خاص مطلب نوشتی عقاید خاص خودت رو داشتی و داری من برای پرده برداری تو آماده ام ولی فقط یه شرط داره یه طرفش عموپورنگ هم باشه که از واقعیت دور نشویم من مطمئنم اونچه که تو میدونی همه واقعیت نیست من و عمو پورنگ همه واقعتیم یه نکته چرا با وجود این همه عمو دیگه نوشتنش رو ادامه نمیده ؟؟ دوست دارم اول به عنوان با مسمای خرمگس و اون آرم رسیده باشی و بعد بیایی و جواب بدی من هیچ عجله ای ندارم
میدونی خرمگس یعنی چی ؟؟تو بهش خواهی رسید کمی وقت بگذار بنده خدا چار تا حرف از دهن اینو اون شنیدی که دل خوش نکن به ..میام و همه چیز رو میگم و ال می کنم و بل می کنم … تو فکر می کنی چرا تا حالا من هنوز گفتنی ها رو نگفتم ؟؟ من چرا اینجا راز عمو پورنگ رو فاش نکرده ام ؟؟ چرا ؟ چون خدا ستار العیوب است تو قران می فرماید بپوشان تا من نیز بپوشانم اگر خیالم راحته برای اینکه تاکنون پوشانده ام و در وبلاگ فقط خواستم که آینه باشم یک آینه تمام قد برای عمو پورنگ آینه شکستن خطاست سعی کردم عاملی باشم تا عمو خودشو بتونه پیدا کنه روزی به این خواهی رسید که عمو از خرمگس بیش از همه برای رسیدن به شخصیت اصلی اش تشکر خواهد کرد اون روز دور نیست .. باز هم میگم .. من و عمو پورنگ همه واقعتیم بی کم و کاست… و بازم تاکید می کنم بیا و هر چه می دانی در اینترنت منتشر کن به عمو هم که دسترسی داری اگر خواستی و شماره سی سی … را جواب نداد به من بگو تا شماره دیگه ای ازش بدم که راحت بتونی باهاش تماس بگیری فقط بدون که حتما منم بیکار نخواهم نشست و آینه ای در مقابل آینه ات می گذارم

  نفرین wrote @

1-تو کارت تموم شده بی کاری نشستی واسه من سریال را هم به عمو ربط می دی آخه تقصیر خودت نیست چیزی برای نوشتن نداری
2- فکر نکن خودت خیلی بی گناهی این ماه رمضونی بهترین روزها برای توبه بود تو برو اول تعداد گناهاتو بشمر بعد اینجا شعار بده
درجواب نوشته های آناهیتا
اول اینکه تو یکی حرف نزن مگه تو مخالف نیستی پس چرا برنامه ی عمو رو نگاه می کنی حق اعتراضی نداری چون خودتم عین مایی البته ازنوع عقب موندش
چرا مثلا باید ادای امریکاییهارو دربیاره مگه دولت امریکا کم ادم می کشه
تو هنوز اونقدر نفهمی که جا ومکان رو به انسانیت ترجیح می دی واقعا باید به حال خودت گریه کنی که عقلت به چشمته

  0000000واسه خنگ ناشي،اناهيتا wrote @

مشروطي
هرگردي كه گردونيست . پس بدون هر……….هم من نيستم.
واقعا تو دانشگاه قبول شدي ؟؟؟؟؟ فكر كنم سوالاتو خريدي ياكش رفته بودي اخه بااين ايكيوت شك ميكنم كنكور رات داده باشن چه برسه دانشگاه.
واقعا فكركردي همه عينه خودتن كه توحرفاشون تناقض ديده بشه؟؟؟؟
اونم چي؟ به اين ضايعي.
ضمنا مگه من بهت نگفتم اينقدرفسفراتو حروموحراج نكن بزارواسه درست؟؟؟ پس چرا خرجش كردي؟؟؟؟؟؟ خيلي بهت فشاراومده ازريخت حرفات پيداست. تو ازكجاميدوني من كوچولو ام؟؟؟ تو مطمئني؟؟؟يعني يه درصدم احتمال نميدي من ازتو بزرگ ترباشم؟؟؟؟؟؟ ازبس ….هستي ديگه. اخه ادم عاقل زودقضاوت نميكنه.البته ازتو توقع زيادي نميره به خودت فشارنيار.
من دختر به مزخرفيه تو نديدم. ميخواي خودمو معرفي كنم كلت سوت شه بره هوا بعد سراون ماره بود گذاشتي جاي سرعمو…. اونو بزارم روكله ي تو؟؟؟ اتفاقا به قيافتم خيلي مياد . لايقشي. مطمئنم هركي ببينه ميگه واي تو چقدرازقبلت قشنگترشدي.
دررابطه باهندو… هم بگم كه. ببخشيد واقعا ببخشيد كه ايشون نيومدن واسه سليقشون بيان ازتون اجازه بگيرن. يادمه بروبچو فضول خطاب ميكردي اماغافلي ازاينكه خودت ازهمه فضول تري و همچنين ناشي تر.
اخه تو چيكارداري به سليقه ي ديگران؟؟؟ اخه جالب اينجاس خيليم بدسليقه اي بدسليقگيتم ازروي ظاهربينيته.
ازاونجاكه من تمايل زيادي با معاشرت وهمكلامي و رفاقت وحتي دشمني با اهاليه منطق وعاقل وكساني كه ارزششو دارن رو دارم زيادوقتمو تواين خراب شدتون تلف نميكنم. همين ازسرتونم زياده زياده زياده زياده زياده… زياده. ميخواستم بگم بي نهايت بي نهايت بي نهايت….. ولي به خاطر گله روي عمومون نگفتم. پاشو پاشو برو دسته عموروماچ كن به خاطراينهمه ارفاق. پاشوديگه.
اما اخرين حرفم عاقل باش عاقلانه رفتاركن عاقلانه حرف بزن و عاقلانه فسفراتو حروم كن.
(اينو علاوه بردوكلمه…. اينجام ميزارم تا دوبارگذاشته باشم ودوهزارباربخونيش تاشايد تازه يكم بفهمي چي گفتم)

  یه آشنا wrote @

آره لاهات موافقم سه چهارتا دختر 15 16 ساله دورش و گرفتند پورنگ هم سرش و کرده زیر برف و کونش و داده را هوا و چشماشو به روی همه چیز بسته …دیگه حالم داره ازش بهم می خوره

  اناهیتا به نفرین wrote @

سلام
اینقدر بی ادبی هنوز یاد نگرفتی اول سلام کنی ولی یادمه عمو جونت همیشه می گه هر جا می رین اول سلام کنین پس ببین تو از برنامه کودکان هم عقب تری باید بری برنامه خردسالان ببینی شاید سلام کردن یاد بگیری
عقب مونده (ببخشید قصد توهین به عقب مونده ها رو ندارم ) مگه تو طرفداره خرمگسی همیشه اینجا پلاسی این در جواب سوال اولت درضمن خودت هم قبول داری شما طرفدارهای عمو جونت عقب مونده هستین
تو هنوز بچه ای و بزرگ نشدی کی گفته امریکا ادم کش تو این چیزا رو از کی شیندی منبع درستی داری پس ادعا بی خودی نکن هر وقت بزرگ شدی بیا در مورد این چیزا حرف بزن نمی گم امریکا خوبه ولی ادم یه وقتا یی بین بد و بدتر بد رو انتخاب می کنه تو می دونی افغانستان قبل از ورود امریکا چه طوری بود تو می دونی اونجا مدرسه نداشتن تو می دونی چه طوری زندگی می کردن تو می دونی اونا چه قدر بدبخت بودن حالا افغانستان چه طوری شده لااقل سرعت اینترنت خونشون 1000 برابر سرعت اینترنت خونه تو اون موقع نمی دونستن کامپیوتر چیه
پس حرف مفت نزن تو می دونی صدام چه بلایی سر عراقی ها میاورد اصلا عراقی ها نه با اسرای بد بخت ما چی کار
تو بچه تر از این حرفایی باید وایسی بزرگ شدی حرف بزنی
ولی پورنگ حق نداری نه هندی و نه امریکایی و نه هیچ جای دیگه باشه چون اون مجری کودک ایرانه بچه ها باید ایرانی باشن و تا پای جون برای کشورشون وایسن و اجازه ندن هیچ کسی نگاه چپ به کشورشون بندازه
من خودم ممکنه برم ولی اگه همین امریکا با هزار تا وعده بخواد بیاد تو کشورم حتی اگه شده بمیرم وایمیستم و از کشورم مقاومت می کنم
چون یه ایرانی بزرگ شدم نه یه هندی یا هر جای دیگه ای

  اناهیتا به 0000000 wrote @

سلام کوچولو
من نمی دونم شما به دانشگاه رفتن من چی کار دارین
البته می دونم چون تو فامیلاتون دانشجو ندیدین عقده ای شدین اشکالی نداره
تو خیلی باهوشی نکنه با من فامیلی همه چیزای زندگی من رو می دونی اره من سوالای دانشگاه رو خریدم درس که نخونده بودم فقط رفتم سر جلسه چهار گزینه ای ها رو زدم و اومدم روزنامه اومد دیدم مهندسی تو یکی از 10 دانشگاه معتبر ایران قبول شدم که مدرکش رو همه جای دنیا بی چک چونه قبول دارن خوب البته من درس نخوندم سوالای کنکور رو خریده بودم ولی تو حتی اگه سوالای کنکور رو بخری نمی تونی بری دانشگاه چون مغزت نمی کشه حتی جواب تست ها رو حفظ کنی کوچولو
در ضمن وقتی می گم کوچولویی منظورم عقلته نه سنت
در جواب بقیه حرفات هم می تونی بری ماله نفرین رو بخونی
و در اخر حرف مفت زدن کاری نداره پس وقتی حرف می زنی فکر نکن همه باید از حال برن تیمارستانی بشن کسی طاقت حرفاتو نداشته باشه کوچولو

  اناهیتا wrote @

سلام
اینقدر بی ادبی هنوز یاد نگرفتی اول سلام کنی ولی یادمه عمو جونت همیشه می گه هر جا می رین اول سلام کنین پس ببین تو از برنامه کودکان هم عقب تری باید بری برنامه خردسالان ببینی شاید سلام کردن یاد بگیری
عقب مونده (ببخشید قصد توهین به عقب مونده ها رو ندارم ) مگه تو طرفداره خرمگسی همیشه اینجا پلاسی این در جواب سوال اولت درضمن خودت هم قبول داری شما طرفدارهای عمو جونت عقب مونده هستین
تو هنوز بچه ای و بزرگ نشدی کی گفته امریکا ادم کش تو این چیزا رو از کی شیندی منبع درستی داری پس ادعا بی خودی نکن هر وقت بزرگ شدی بیا در مورد این چیزا حرف بزن نمی گم امریکا خوبه ولی ادم یه وقتا یی بین بد و بدتر بد رو انتخاب می کنه تو می دونی افغانستان قبل از ورود امریکا چه طوری بود تو می دونی اونجا مدرسه نداشتن تو می دونی چه طوری زندگی می کردن تو می دونی اونا چه قدر بدبخت بودن حالا افغانستان چه طوری شده لااقل سرعت اینترنت خونشون 1000 برابر سرعت اینترنت خونه تو اون موقع نمی دونستن کامپیوتر چیه
پس حرف مفت نزن تو می دونی صدام چه بلایی سر عراقی ها میاورد اصلا عراقی ها نه با اسرای بد بخت ما چی کار
تو بچه تر از این حرفایی باید وایسی بزرگ شدی حرف بزنی
ولی پورنگ حق نداری نه هندی و نه امریکایی و نه هیچ جای دیگه باشه چون اون مجری کودک ایرانه بچه ها باید ایرانی باشن و تا پای جون برای کشورشون وایسن و اجازه ندن هیچ کسی نگاه چپ به کشورشون بندازه
من خودم ممکنه برم ولی اگه همین امریکا با هزار تا وعده بخواد بیاد تو کشورم حتی اگه شده بمیرم وایمیستم و از کشورم مقاومت می کنم
چون یه ایرانی بزرگ شدم نه یه هندی یا هر جای دیگه ای

  . . . . . wrote @

سلام
به خدا بيكارين،سن همتون هم از 17 -18 بالاتر نميره
باز اون خر مگس گفت راز پورنگ ميخواد فاش كنه ،فعلا چيز جديد نداره بگه از آرشيو نوستالوژي ميزاره ،مطالب تكراري ميگه
اون پورنگ براي خودش خوشه اون وقت شما اينجا تو سر وكله هم بزنيد

  نفرین wrote @

درنظر من سلام دادن به آدمایی مثل تو حرامه چون سلام سلامتی میاره منم نمی خوام عاملی برای سالم موندن تو یکی باشم درضمن می خوام سلامامو خرج عمو بکنم
نه من طرفدار خرمگس نیستم زیر خط عقب مونده من اینجا اومدم چهار تا حرف درست وحسابی به تو بی سواد وصاحب وبلاگ یاد بدم
منبعی که باید ببینی همون اخباره مگه امرییکایها کم عراقی ها رو می کشند همون افغانستانی که گفتی می دونی به خاطر همون اینترنت یا هرچیزی دیگه که به اونا می دن چقدر اونا رو غارت می کنند تو ظاهر رو می بینی ولی از دیدن باطن ناتوانی ویا عراق ،بخاطر نفت اونجا ادم می کشن مطمئن باش اونا جایی نمی خوابند که براشون منفعت نداشته باشه
به عرض شما برسونم اگه به تاریخ نگاه کنی وگذشته ی امرییکایها ویا اروپاییها رو بخونی می فهمی اونا هیچی نبودن زنای اونا حق نداشتند حتی دستاشو دیده بشه وبخاطر دیدشدن دستشاون اونا رو اتیش می زدند ویا موردهای دیگه هرچی که اونا دارن از اسلامه ولی حالا می بینی که ادمایی چون سلمان رشدی رو واسطه قرار می دن وبه پیامبر توهین می کنند حالا دیدی اونا از بدم بدترن اونا گرگهایی هستن در غالب انسان همون صدامی که گفته به نظر تو محرکش برای حمله به ایران کیا بودن همین امرییکایها
اشنا شدن ما با همه ی فرهنگها لازمه پس کار عمو نوعی اشنا کردن بچه ها بافرهنگ هنده اگه اینطوری که تو گفتی باشه پس چرا جهان گردان به این ور اون ور می رن تا دیدنی هارو ببینند اونوقت باید بگن چون ما فلان جایی هستیم نباید از چیزهای خوب دیگران استفاده کنیم چون می گن وطن فروشه ببین اول فکر کن بعد حرف بزن در ضمن اونایی که تازه مسلمان می شن وبه ایران می یان باید بگن چون ما از جایه دیگه هستیم نباید این دینو قبول کنیم چون خیانت به وطنه ویا موردهای دیگه وقت ندارم بگم

  ناشناس wrote @

قابل توجه یک اشنا حرف دهنتو ببند منم حالم از تو به هم می خوره تو به عمو چی کار داری

  دوست wrote @

همه اونهایی که می یان اینجا به عمو بد می گن خفه شن و برن زیر گل خانم یا اقایی که با نام اشنا امدی خودت شرتو کردی توی برف و کونتو دادی هوا توی یکی خفه شو.

اناهیتا من نمی دونم تو کلا س محصلی یا دانشجویی یاپشت کنکوری اگر پشت کنکوری هستی امیدوارم توی دانگشاه قبول نشی پون توی احمق و

خنگ راه نمی دن

  اناهیتا wrote @

سلام
نفرین جان حرف مفت زیاد می زنی می دونم کلی به اون مغزت فشار اوردی تا چیزایی رو که گفتم تحلیل کنی
ولی نتونستی درک کنی چون هنوز بچه ای ببخشید بچه نیستی کودک درونت زیاد موندگار شده
خرمگس جای زدن حرفای سیاسی نیست و تو بچه تر از اینا یی بخوای حرف سیاسی بزنی پس من بحث سیاسی رو ادامه نمی دم می دونم قانع نمی شی تو اینقدر بچه ای که هنوز نمی دونی دین مرز جغرافیایی نداره
چیزایی که من گفتم ربطی به اسلام و پیامبر ما نداشت اطمینان داشته باش اگه اونا پیامبر ما رو می شناختن البته درست و کامل همشون مسلمون می شدن و شاید خیلی از ما پیامبرمون رو هنوز نشناخته باشیم و صرفا چون پدر و مادرمون مسلمون بودن ما مسلمون شدیم
حرفای قبلیم رو بازبان بچه گانه تری می گم ببین خیلی از بچه ها ممکنه پورنگ رو زیاد دوست داشته باشن و علاقه ی زیاد پورنگ به هند و فرهنگ هندی باعث می شه کودکان ما به هند گرایش پیدا کنن اگه پورنگ بیاد بی طرفانه به هند و بقیه کشور ها(نه فقط یک کشور خاص) با نگاه اموزش فرهنگ کشور و محل جغرافیایی یا حتی زبان اون کشور و خیلی چیزای دیگه صحبت کنه عالیه
به شرطی که بی طرفانه باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  نفرین wrote @

می دمنم چرا اینجور بحث ها رو جمع کردی چون از جواب دادن به من عاجزی همین قدر مخت کار می کنه بیش از این دیگر اطلاعات سیاسی نداری
چرا کاملا ربط داشت تو گفته بودی که باید میان بد وبدتر یکی رو انتخاب کرد ومنم برات توضیح دادم که به این دلیل اونا بدترن می دونستم مغزت نمی کشه که مثالهای منو درک کنی اونا چندتا مثال بودن بچه به فرض که اونا پیامبرمارو نمی شناسن به چه جرئتی بدون تحقیق توهین می کنند به اونا چه خودتم بهتر می دونی که اونا پاشونو از گلیمشون درازتر کردن من شنیده بودم که حتی مقامات امریکایی دستور داده بودن درباره امام زمان تحقیق بشه به نظر تو اگه اونا پیامبر رو نشناخته بودن چنین دستوری می دادند نمی گم قران رو خوندن ولی تا حدی با مسائل اسلامی اشنا هستن تو هنوز نفهمیدی که اونا با این کار می خوان ارده های مارو برای پیشرفت سست کنند ومی خوان با بد نشون دادن اسلام جون ها رو به سمت خودشون گرایش بدن
من در جوابت گفتم عمو در اون فیلم هندی از هندو ها ویا ادابشون طرفداری نمی کنه فقط می خواد فرهنگشونو به بچه ها یاد بده حتی بعضی وقت ها می بینی که با لهجه گلیکی که لهجه ی خودشه حرف می زنه
ودر ضمن استعداد عمو در نشان دادن فرهنگ هندوها ورفتارات ان هغا بیشتر از سایر مکان ها ست پس چرا باید این استعدادرو بروز نده
به نظرمن که در فیلم هندی اون طرفداری مشاهده نمی شه اگه دقت کنی می فهمی اون از همه ی کشورها طرفداری می کنه گاهی وقتها انگلیسی حرف می زنه ویا عربی این خودش معرفی کردن زبان یک مکان به بچه هاست
در فیلم هندی اون اینشون که بت پرستی ویا گوسفند پرستی بعضی هاشونم خداپرستند نشون نمی ده فقط نوع خوراکشونو نشون می ده ویا اخلاق های خوب رو به زبون اونا باز گو می کنه وبه نظر من این برای بچه ها ضرر نداره که مفیده

  ؟؟؟؟ wrote @

همه ی حرفات چرته

  اناهیتا wrote @

نفرین خانوم تو اگه ادم حرف سیاسی زدن هستی و به قول خودت من مخم نمی کشه و هنگ می کنم بیا پای چت تا حالیت کنم راجع پورنگ جونت هم تا دلت بخواد با هم بحث می کنیم
تو نی نی می شینی یه ساعت فکر می کنی یه چیزی می گی که اصلا سر و ته هم نداره ببین کوچولو قبول کن تجربیات من از تو بیشتر تو هنوز کودکی ولی من جزو جوان ها به حساب میام پس حرف مفت نزن
می گم خرمگس جای حرف سیاسی چون یه وبلاگ بی طرفه و فقط مربوط به پورنگ
حالا تو می تونی هر طوری دوست داری فکر کنی
اگه جواب می خوای بیا پا چت پوزتو به خاک مالیدم برو
اما در مورد حرفایی که راجع به پورنگ زدی همیشه با نگاه یه طرفدار اون رو می بینی پس هیچ وقت نمی تونی مشکلاتش رو ببینی
می شه معنی این کلمات رو بهم بگی من مخم کار نمی کنه اینا رو تو نظر قبلیت نوشته بودی
می دمنم/ ارده های / جون ها / ان هغا / اینشون /

  بهرام به نفرین wrote @

درود،
نفرین جان شما کلا چرت و پرت گفتن رو از چه سنی آغاز کردی؟ :D کی گفته آمریکایی ها دین سرشون نمی شه؟
ببخشید، شما آیت الله چی چی بودین؟ :) )
بچه جان، در دنیا یک و نیم میلیارد مسلمون داره زندگی می کنه نکنه همه این مسلمون ها توی این خراب شده هستن!!!؟؟؟ پس می بینی که داری چرت و پرت می گی؟

در مورد کشتن مردم عراق به وسیله آمریکایی ها، نخست اینکه اگر یک نفر به شما حمله کنه، می شینی نگاه اش می کنی یا بهش حمله می کنی؟
هیچ کدوم، شما فرار می کنی !! :D چرا؟ چون جرئاتش رو نداری وایسی :D
در مورد سربازان آمریکایی به اینجا برو :
http://4li.ir/gallery/other-pic/575-american-soldier.html

می بینی سرباز های آمریکایی از تو و همسال تو با شرف تر هستن.

آخه نفله، تو از حرف هایی سیاسی چی سر در میاری؟ هر بمبی که آمریکا می زنه بیش از چند میلیون دلار براش خرج ور می داره، اون وقت می شینه برای نفت این ملت نقشه می کشه؟

توی افغانستان، ملت یه عده وحشی بودن، حالا آمریکا اومده آدمشون کرده، آخه می گم بچه هستی، نمی فهمی.

توی ایران، ملت یک روز سر هم کلاه نزارن، روزشون شب نمی شه، اون وقت دم از اسلام زدن خیلی حرفه والا.

می ری شبکه خبر رو نگاه می کنی اینجا نظر سیاسی می دی؟
تحلیلگر سیاسی، نی نی نفرین :D

  فرگل wrote @

میگم بس کنیم همه خراب شیم یاهو

  نفرین به بهرام wrote @

سلام بنده نگفتم امریکاییها دین سرشون نمی شه من در جواب اناهیتا که گفته بود کارای عمو باعث می شه که بچه ها منحرف بشم منم گفتم پس اونایی که مسلمان شدن باید بگن من نباید مسلمان بشم چون خیانت به مملکته شما یه کمی مختو به کار بنداز بعد حرف اضافی بزن
شما که اینقدر عاشق امریکاییها هستی گم شو امریکا اونجا ایرانییهایی مثل تو فراونه
در مورد سربازان امریکااونا همون کسایی هستن که به یک زنه عراقی تجاوز کردن اگه اونا انسانیت (البته برخی هاش) حالیشون بود چرا این کارو می کردن
نفله هم خودتی با بابات کودن احمق همون بمبی رو که تو می گی واسه چی این همه هزینه می کنند احمق مگه کسی مریضه بدون سود در یک جا این همه هزینه کنه تازه ما می دونیم که امریکا از نظر منابع نفت کمبود داره ودلیل حمله به عراقم همین نفته ویا سایر غنائمه یه بارم گفتم اونا جایی نمی خوابن که براشون منفعت نداشته باشه
درسته توی ایران همه سر هم دیگه کلاه می زارند ولی تو می دونی که تو همون امریکا چقدر نا امنی حاکمه حداقل همین اسلام تو ایران باعث می شه اندکی ادما رعایت کنند
واینکه بسیاری از سربازان امریکایی به زور اونجا هستن وبسیاری از اونا هم عذاب وجدان دارن ولی قبول کن برخی ازاونا از حیون هم بدترند
بهرام کوچلو ببخشید شما خدادی اطلاعات دارید که واسه منبع خبر من اشکال در میاری در ضمن من اخبارو دوست ندارم هرچیم که می دونم ازاین ور یا اون ور ویا از کتاباست در اخر برو نظرات منو بخون وببین که من مسلمانای اونا رو نادیده نگرفتم حتی شاید اونا بیش از ما بادین اشنا باشن من گفتم ادمی چون سلمان رشدی حق ندارن با نوشتن یک کتاب به نام ایات شیطانی مخزه جونای زود باور رو بشور فهمیدی من ادمی هستم که برای نجات مملکتم هرکاری می کنم زمانی که تو فرار می کنی من وایمیسم وبدون هیچ صلاحی خودمو در معرضه گلوله قرار می دم فهمیدی من عاشق هنرهای رزمی هستم به خصوص اگه این هنر برای نجات مملکت به کار بره
اجازه بده یه دور حال اون اناهیتا رو هم بگیرم
خانم اناهیتا من عین شما بی کار نیستم اگه خیلی مایلی چت کنی یا با بابات این کاررو انجام بده یا باهمین بهرامه یاوه گو خود خرمگسم کیسه بی کاریه به درد ت می خوره

  بهرام به نفرین wrote @

درود،
گویا دوست ما سن چهار سالگی رو به پایان رسوندن =))، می گم چرت و پرت می گی، بگو نگه.
خوشگله، دین چه اسلام، که مسیحیت چه یهودیت و چه زرتشت و …، محدود به کشور نیست، هر چند می دونم که این رو به تازگی از من آموختی، اما خب بد نیست بدونی که در دنیا بسیار افراد زرتشتی هستند و ایرانی زاده نیز نمی باشند!
همچنین در دنیای امروز که همه سخن از دانش و فن آوری بر زبان می آورند، درست نیست که شما سخن از رنگ پوست، جنس و … بزنید. پس شما می توانید از هر چیز درستی که دیگران دارند استفاده کنید، دین، فرهنگ و …
البته مشکل بزرگ اینجاست که ما ایرانی ها تنها چیز های نادرست را بلدیم که بیاموزیم. برای نمونه همون پورنگ شما و رقصیدن هاش !!!

البته از اینکه شما در خانواده ای با تربیت و با شخصیت بزرگ نشده ای که شکی نیست، بی شک خانواده شما هم همین گونه یک دیگر را صدا می زدند که شما به من می گوید گم شو، و باید بدانید که اتفاقا می خواهم تا چند سال آینده از ایران بروم، اما مهر شدیدی به کشورم دارم که شما درک بیش از 2*2 را ندارید و زیاد هم مهم نیست فشار نیاورید می ترسم از جای دیگری بیرون آید.

سپس آنکه بهتر است بدانید، آن سرباز هایی که به زن عراقی تجاوز کردند، انگلیسی بودند نه آمریکایی (حتی شبکه خبر ایران رو هم نمی فهمی).

در مورد (کودن، احمق، و اینکه به پدر بنده نفله را صفت دادید)، باید بگویم، از دیدگاه یک ایرانی سود جویی همچون شما، اینگونه موارد بله بسیار هم عجیب است، اما آمریکا می داند که بزرگ ترین خطر های مالی زمانی پیش می آید که امنیت در جهان وجود نداشته باشد و برای این امنیت باید جنگید.

و بهتر است بدانید، آمریکا یکی از بزرگ ترین ذخایر نفت جهان را دارد و برای تامین نفت خود نیازی به حمله کردن نیز نخواهد داشت (بسیار بسیار بی سواد تشریف دارید که این مسئله بسیار ساده که در تمام نسک های دنیا نوشته شده است را هم ندیده اید).

پوزش و به راستی دیگه بسیار ساکت باش، کی گفته آمریکا نا امن ترین کشور دنیا هست؟ شما می دونی توی همین ایران روزی چند نفر کشته می شن که می گی آمریکا نا امن هست؟ ملت چه مذخرف هایی می گن والا!!!
شما یکی از رعایت هایی که مردم بخاطر اسلام می کنند را نام ببر، سپس می ریم سر اصل مطلب.
پسر های ما دختر بازی نمی کنند و دختر های ما پسر بازی نمی کنند، همچنین دختر ها آرایش نمی کنند، پسر ها گردنبند سگ به گردن نمی اندازند، زن شوهر دار …… و ….
ببخشید نکنه ریش گذاشتن از دیدگاه شما رعایت کردن هست :D

در آمریکا چیزی زوری نمی باشد، شما یک مسئولیت را پذیرفته ای باید تا آخرین دم پایش به ایستی، مگه می شه یارو بگه من می رم جنگ، هم اکنون بگه نمی خوام بمونم!!؟؟؟ در مورد اینکه برخی از اون ها از حیون هم بد ترن، زیاد عجیب نیست، در همین ایران هم بسیار انسان پیدا می شد که از حیوان بد تر هستند.(بد و خود همه جا هست).

بنده هم می دانم که شما اخبار را دوست ندارید، شما با آبنبات چوبیی که در دست داری و هنگام برگشتن از مهدکودک، به این یاوه ها دست یافته ای :) )

اتفاقا از دیدگاه من سلمان رشدی حق داره در مورد اسلام بنویسه و شما هم حق داری در مورد سلمان رشدی بنویسی، بنده در مورد بیشتر ادیان خوانده ام و وقتی نسک های سلمان رشدی را می خوانم خنده ام می گیرد، بجاش وقتی شما کتاب سلمان رشدی را می خوانی، پیش خودت می گویی نکند که راست می گوید. پس این مشکل از سلمان رشدی نیست، مشکل از شماست که در مورد دین خود نمی دانی.
دین داری بدون دانش برابر است با بی دینی چرا که با کوچک ترین تلنگری از دین خارج خواهید شد.

و اینکه شما می فرمایید زمانی که من فرار می کنم، شما بدون هیچ صلاحی در مقابل گوگله می ایستید، مشکل از من نیست، مشکل از خِرد شماست!!!، چرا؟ چون من می توانم از خِرد خود استفاده کنم برای بالا بردن نام کشورم و شما می توانید با جنگولک بازی دو سهاور رو بشور فهمیدی من ادمی هستم که برای نجات مملکتم هرکاری می کنم زمانی که تو فرار می کنی من وایمیسم وبدون هیچ صلاحی خودمو در معرضه گلوله قرار می دم فهمیدی من عاشق هنرهای رزمی هستم به خصوص اگه این هنر برای نجات مملکت به کار بره ثانیه در مقابل گلوله آمریکایی ها را به خنده در آورید!!!

همان گونه که می بینید، جنگ با صلاح و فیلم هایی که توسط هالیوود درست می شد، بسیار متفاوت است، وسط جنگ، زمانی که به شما تیر شلیک می شود، نمی توانید برگردید و با لگد تیر را به مغز فرمانده بزنید، چرا؟ چون تیر پایه شما را سوراخ کرده است!!

هم اکنون هم نیاز نیست شما حال کسی را بگیرید، نیاز است که حال خود را کمی جمع کنید :D

  بهرام به نفرین wrote @

پوزش نمی دانم چرا پایان نوشته ها خراب شد :
و اینکه شما می فرمایید زمانی که من فرار می کنم، شما بدون هیچ صلاحی در مقابل گوگله می ایستید، مشکل از من نیست، مشکل از خِرد شماست!!!، چرا؟ چون من می توانم از خِرد خود استفاده کنم برای بالا بردن نام کشورم و شما می توانید با جنگولک بازی دو سه ثانیه در مقابل گلوله آمریکایی ها را به خنده در آورید!!!

همان گونه که می بینید، جنگ با صلاح و فیلم هایی که توسط هالیوود درست می شد، بسیار متفاوت است، وسط جنگ، زمانی که به شما تیر شلیک می شود، نمی توانید برگردید و با لگد تیر را به مغز فرمانده بزنید، چرا؟ چون تیر پایه شما را سوراخ کرده است!!

هم اکنون هم نیاز نیست شما حال کسی را بگیرید، نیاز است که حال خود را کمی جمع کنید :D

  نفرین به بهرام wrote @

جناب بهرام خا ن شما درباره ی من چی فکر می کنی بهت گفتن کودن چون واقعا مشکل داری ببین اگه امریکا به قول تو ذخایرش فراون بود پدر این عراقی ها رو در نمیاورد ایجاد امنیت یعنی کشتن یعنی نابود کردن یعنی یه مادرو از بچه اش جدا کردن اینا همون چیزایی که امریکایی ها اسمشو گذاشتن امنیت ودارند همرو غارت می کنند مگه یاد ت نیست همون بمب اتمی تو ژاپن چقدر ادمو کشت اینا یعنی امنیت خون مردم بی گناهو تو شیشه کردن یعنی امنیت (طبق گفته ی تو)اگه امریکا مشکلی با ذخایرش نداره چرا به اسرائیل کمک می کنه تا فلسطین هارو اینطوری بی خانمان بکنه اگه امریکا مشکل نفتم نداشته باشه حرص طمع به نفت مارو داره اونا دیونه ی قدرتند وواسه همون قدرت حاضرند ادم بکشن
تو که مگی به ایران علاقه داری چراسعی میکنی اشتباهای واضح اونا رو بپوشی اینا همش شعاره که منم بلدم بگم باید تو عمل دید علاقت به ایران از خارج رفتند ثابت می شه
فرقی نمی کنه همون سرباز امریکایی باشه ویا انگلیسی به هرحال اون امریکاییها گناهکارند اگه انسان نخواد یه کاری رو بکنه هیچکس نمی تونه مجبورش کنه درضمن تو مگه تو عراقی که ببینی کیارو می کشن وکیا رو نمی کشن اونا دستشون به خون مردم آلوداست فهمیدی هر کسی از اتفاقات یه جور برداشت می کنه
من حرف از جنسیت نزدم به نظرمن هم اشتباهه تو می گی از چیزهای خوب دیگران استفاده کنیم دین ما خودش کامله دیگه نیازی به تفکر در باره ی اندیشه های دیگران ودین اونا نیست
نا امن بودن امریکا وهرکشور اروپایی دیگه اینجا ثابت میشه که زنای اونا همیشه در معرض تجاوز هستند می دونی یه زنه ازهمینا خودش بهترین شغلو تو ارتش داشت ولی هیچ وقت از دست همکاراشا اسوده نبود همونی که گفتی مثال بزن دراینجا در ساعت یه دونه تجاوز باشه اونجا در ثانیه زنا در معرضه خطرند
دراینجا همون ماه رمضونی می دونی چند در صد از دزدیا کم میشه اینم به خاطر دینه
حرفهای من یاوه نیست یه حقیقته که همه می بینند فقط ادمایی مثل توقادر به درک حقیقته به این بزرگی نیستند که امریکا به خاطر امنیته خودش ادم می کشه
سلمان رشدی خودش هندیه وهمه می دونند که بسیاری تو هند مسلمونند بگذریم نه اون حق نداره اسلامو به مسخره بگیره امریکاییها از اون طرفداری می کنند اگه اونا امنیت حالیشون بود چرا با این کار می خواستند مسلمان ها را برعلیه خودشون در بیارند زمانی امنیت جهانی برقرار میشه که همه به هم احترام بگذارند ودینو همدیگررو مسخره نکنند پس با این گفته اونا خواستار امنیت نیستند
شما از کجا می دونید من دانشی ندارم من به اندازه ی سنم یه چیزایی از دین می دونم وهیچ فکری هم درباره ی کتاب سلمان رشدی ندارم من فقط می گم ادم بایدبه دیگران احترام بگذاره
می دونی چرا گفنم من وایمیستم تا گلوله بهم بخوره چون سن من یه جوری نیست که بهم اصلحه بدن برو ادم بکش پس مجبورم از همون لگدی که گفتی استفاده کنم دوم من گفتم هنرهای رزمی مگه هنرهای رزمی همش لگده همون اصلحه هم خودش یه نوع هنر رزمیه وبرای دفاع کردن شما هنوز اینو درک نکردی که هرچیزی برای دفاع هنر رزمی
شما حالتونو جمع کنیدمن خودم کمکت میکنم
ومن نمی گم که همه تو امریکا بدند من با دولت امریکا مشکل دارم نه با خوده امریکاییها بالعث الوده شده دست امریکاییها به خون مردم همین دولته ولی تو ازاین دولت طرفداری می کنی امنیت یه چیزی نگو ادم خندش بگیره اگه امنیت می فهمیدند چرا بمب اتمی تولید می کردند
در ضمن یه معذرت خواهی بهت بدهکارم بابت همون نفله توهم حق نداری به من فحش بدی شنیدی من اینجا می تونسشتم ننویسم معذرت می خوام ولی همونم از دانش نبودم که تو گفتی یاد گرفتم

  نفرین به بهرام wrote @

یادم رفت می دونی چرا گفتم معذرت می خوام چون حرفهای من وشما به بابات ربطی نداره ولی توهم خانواده ی منو تو این بحث شرکت دادی واین به اونا هیچ ربطی نداره پس من می تونم ازت ناراحت باشم چون به اونا توهین کردی

  نفرین به بهرام wrote @

حالا ببین امریکاییها می کشند یانه من خودم ننوشتم کپیش کردم تا حرفمو باورکنی خوب بخونش
سرباز آمريكايي به نام جيمز باركر 23 ساله در ارتش آمريكا مي باشد.
باركر يكي از 5 سرباز لشكر 101 هوايي هوابرد ارتش آمريكاست كه به ارتكاب جنايت 13 مارس در شهرك محموديه واقع درجنوب بغداد متهم شده بود.
سرگرد «ماري كنستانتينو» يك سخنگوي پايگاه «فورت كمپل» واقع درايالت كنتاكي كه دادگاه در آنجا در جريان است، خاطرنشان كرد: باركر به حبس ابد و امكان عفو مشروط محكوم شده است.
سرهنگ دوم «ريچارد اندرسون» قاضي دادگاه نظامي كه اين حكم را صادر كرده نيز گفت: باركر به ارتكاب قتل، تجاوز، دسيسه براي قتل و تجاوز، مانع تراشي در اجراي عدالت و تخلف از دستورات محكوم شده است. اين سرباز علاوه بر اذيت و آزار دختر نوجوان عراقي، مادر و خواهر 6 ساله او را در اتاقي ديگر به قتل رسانده و جسد اين دختر بي گناه را سوزاند.


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>